Translation of "berlawan" into Persian
جنگ کردن, جنگیدن با, مبارزه کردن are the top translations of "berlawan" into Persian.
berlawan
-
جنگ کردن
verbJika kapal itu melewati garis batas mereka akan menyatakan perang melawan Amerika Serikat.
اگه اون کشتي از خط عبور کنه, عليه ايالات متحده اعلان جنگ کردند.
-
جنگیدن با
verbIa berteriak, ’Pilihlah seorang dari kalian untuk melawan aku.
او فریاد میزند: ‹یکی از مردانتان را برای جنگیدن با من انتخاب کنید.
-
مبارزه کردن
verbKesediaannya untuk belajar —untuk berjuang melawan hambatan seperti keraguan dan rasa takut— menjadikan dia teladan yang patut ditiru.
پِطْرُس مبارزه کرد و موفق شد. به همین دلیل، سرمشق خوبی برای ما به جا گذاشت.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "berlawan" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "berlawan" with translations into Persian
-
خصم · رقیب · مبارز · مخالف
-
اختلاف داشتن · برعکس · برگشته · تفاوت داشتن · رقابت کردن · رقیب شدن · فرق داشتن · متضاد · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · نساختن با · وارونه
-
مسابقه
-
برابری کردن · بی نتیجه گذاردن · تمرد کردن · جنگ کردن · جنگیدن · جنگیدن با · جهاد کردن · ردکردن · رقابت کردن · رقیب شدن · زخمی کردن · مبارزه کردن · مقاومت کردن با · مناظره کردن · ناامید کردن · هیچ کردن · واکنش کردن · گرفتار شدن
-
خصم · دشمن · رقیب · ضد · عدو · مبارز · مخالف · مسابقه · منافی
-
حرب · رزم · رقابت · مسابقات قهرمانی · مسابقه · مشاجره · نبرد · همچشمی · پیکار
Add example
Add