Translation of "ganggu" into Persian

حائل شدن, رنجش, مایه زحمت are the top translations of "ganggu" into Persian.

ganggu
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • حائل شدن

    verb
  • رنجش

    noun

    Setelah beberapa detik, saya mulai terganggu, lalu saya bilang, "Oke, sudah cukup.

    و بعد از چند ثانیه، آن کمی موجب رنجش خاطرم شد، و من گفتم، "خوب، کافیه.

  • مایه زحمت

    noun
  • Less frequent translations

    • مداخله کردن
    • منقطع کردن
    • ناراحت کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "ganggu" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "ganggu" with translations into Persian

  • اذیت · ازار · مایه رنجش
  • اختلال اضطراب
  • آشفته · اذیت کردن · از شکل انداختن · برهم زدن · به هم زدن · تحریک کردن · تکان دادن · رنجه داشتن · زجر دادن · شکنجه کردن · عذاب دادن · عصبانی کردن · لخت کردن · متلاطم · متوقف کردن · محاصره کردن · مختل کردن · مرعوب کردن · مزاحم شدن · مزین کردن · معترض شدن · منقطع کردن · مچاله کردن · ناامید کردن · ناراحت کردن · هم زدن · یاغی
  • اختلال خوردن
  • تعلیق
  • آشفتگی · اختلال · اذیت · ازار · اشکال · اضطراب · بی نظمی · تایم · تخمیر · تعلیق · توشه سفر · توقف · جوش · حواس پرتی · خروش · درنگ · رنجش · زحمت · سختی · غوغا · غیر دائم · مایه رنجش · مایه زحمت · مهلت · موانع قانونی · ناآرامی
  • اختلال تنشزای پس از رویداد
  • منبع تغذیه بدون وقفه
Add

Translations of "ganggu" into Persian in sentences, translation memory