Translation of "hina" into Persian
اهانت, اهانت کردن, بدبخت are the top translations of "hina" into Persian.
hina
adjective
-
اهانت
nounKau tak bisa menahan Utara jika kau membiarkan mereka yang tanpa lord menghina kita.
نمی تونیم به شمال حکومت کنیم اگه اجازه بدین این لرد های دون پایه بهمون اهانت کنن
-
اهانت کردن
verbSiapa yang telah Nabal hina, dan mengapa hal itu sangat tidak bijaksana?
نابال به چه کسی اهانت کرد و چرا چنین حرکتی عاقلانه نبود؟
-
بدبخت
adjectivePernah pelayar hina memegangnya?
بزار من ِ دريانورد بدبخت بگيرمش نه
-
Less frequent translations
- بدکار کردن
- بیرحم
- ترسناک
- توهین
- توهین کردن به
- خوار شمردن
- رودررویی
- زشت
- فحاشی کردن به
- فریاد زدن
- مخوف
- منفور
- موحش
- نفرت انگیز
- نفرت داشتن
- نفرین شده
- هتاکی
- هولناک
- وحشتناک
- پست
- چنگ زدن
- کثیف
- کمبود ویتامین
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "hina" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "hina" with translations into Persian
-
بدکار کردن
-
استغنا · اهانت · اهانت کردن · با اینکه · با وجود · تحقیر · تنزل · توهین · حقارت · خط اتحاد · رد · رودررویی · سابقه بد · سرزنش · طعنه · طنز · لگد زدن · ناسزاگویی · ناسزایی · هتاکی · هتک ابرو · پشت پا زدن
-
اهانت کردن · اهانت کردن به · بد گفتن · بدنام کردن · بدکار کردن · بلااثر کردن · بهتان زدن · بی حرمتی کردن · تباه شدن · تباه کردن · تخلف کردن از · توهین کردن به · خوار شمردن · رقیق کردن · ریاضت دادن · فاسد شدن · فحاشی کردن به · فریاد زدن · ناسازگار بودن · ناسزا گفتن · ناپاک ساختن · نفرت داشتن · پست کردن · چنگ زدن · کاستن
-
انحطاط · بداخلاقی · بدبختی · تباهی · تعفن · تهی دستی · خفت · خواری · فرومایگی · فساد · فضاحت · ننگ · نکول · کار زشت
-
اهانت · توهین · خط اتحاد · رودررویی · سابقه بد · ناسزاگویی · ناسزایی · هتاکی · پهن و کوتاه
Add example
Add