Translation of "hormat" into Persian

اعتبار, با ادب, تحسین are the top translations of "hormat" into Persian.

hormat adjective
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • اعتبار

    noun

    Dengan menjadi budak, mereka mendapat kehormatan, kepercayaan, dan respek.

    هر یک از این غلامان از ارج، اعتبار و احترامی به جا برخوردارند.

  • با ادب

    adjective

    Kami senang bahwa anak-anak kami bersikap hormat dan sopan sewaktu mereka berbicara kepada orang lain.”

    خوشحالیم که آنها با دیگران با ادب و احترام صحبت میکنند.»

  • تحسین

    noun

    dari apa yang kita kagumi dan hormati dalam dunia seni.

    اون چیزی که ما در جهان هنر اون رو مورد توجه و تحسین قرار می دیم.

  • Less frequent translations

    • تعجب
    • مودبانه
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "hormat" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "hormat" with translations into Persian

  • آوازه داشتن · احترام کردن به · احترام گذاردن · احترام گذاشتن به · ارجمند شمردن · بت ساختن · بزرگ داشتن · تحسین کردن · تعجب کردن · حرمت کردن · درشگفت شدن · شهرت داشتن · لایق دانستن · متعجب ساختن · محترم داشتن · محترم شمردن · مغتنم شمردن · نگاه کردن · پرستش کردن · پسند کردن
  • احترام · احترام کردن به · احترام گذاردن · احترام گذاشتن به · افتخار · بزرگ داشتن · بیم · ترس · تکریم · حرمت · حرمت کردن · ستایش · محترم داشتن · محترم شمردن · هراس · هیبت · وحشت
  • نشان افتخار
  • احترام · احترام کردن به · احترام گذاشتن به · اعتبار · افتخار · بزرگ داشتن · حیثیت · رتبه · شان · قدر ومنزلت · محترم داشتن · محترم شمردن · مقام · وقار
  • احترام گذاشتن به · ارجمند شمردن · اعتبار · بزرگ داشتن · تسلیم · لایق دانستن · محترم داشتن · مغتنم شمردن
  • سلامنظامی
Add

Translations of "hormat" into Persian in sentences, translation memory