Translation of "kehalusan" into Persian

براز, زیبایی, زیرکی are the top translations of "kehalusan" into Persian.

kehalusan
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • براز

    noun
  • زیبایی

    noun

    Ia dinamai seperti dewi cinta dan kecantikan Yunani, karena penampakannya yang sangat halus di langit.

    نام آن از خدای عشق و زیبایی رومیها گرفته شده، و به دلیل زیباییاش به شکل یک سماوی الهی در آسمانی پدیدار میشود.

  • زیرکی

    noun

    Pria-pria ini secara halus mempromosikan perbuatan amoral.

    این مردان با زیرکی فساد اخلاق را ترویج میدادند.

  • Less frequent translations

    • شیکی
    • لطافت
    • نکته بینی
    • چیز لذت بخش
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "kehalusan" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "kehalusan" with translations into Persian

  • روده باریک
  • اتمی · با ادب · با سیاست · با نزاکت · بی مزه · بینهایت کوچک · ریز · زندانی سیاسی · سیاس · سیاسی · شیرین و مطلوب · متمدن · ملایم · نازک · نجیب · نماینده سیاسی · هسته ای · کوچک
  • روده باریک · روده کوچک
  • صاف شدن
  • اتمی · با ادب · با سیاست · با نزاکت · بی مزه · بینهایت کوچک · ریز · زندانی سیاسی · سیاس · سیاسی · شیرین و مطلوب · متمدن · ملایم · نازک · نجیب · نماینده سیاسی · هسته ای · کوچک
Add

Translations of "kehalusan" into Persian in sentences, translation memory