Translation of "kuat" into Persian

قوی, تار وپود, تندی are the top translations of "kuat" into Persian.

kuat
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • قوی

    adjective

    Sedemikian kuatnya iman Ayub akan kebangkitan sehingga ancaman kematian sekalipun tidak menggoyahkan dia.

    ایمان ایّوب به رستاخیز چنان قوی بود که حتی تهدید به مرگ نیز او را دلسرد نساخت.

  • تار وپود

    noun
  • تندی

    noun
  • Less frequent translations

    • ثابت قدم
    • خوش بنیه
    • خیره
    • درنده خویی
    • رسوخ ناپذیر
    • رگ وپی
    • شدت
    • شکست ناپذیر
    • فورا
    • قوی بنیه
    • محکم
    • ناو
    • نبرد ناو
    • نیروی عضلانی
    • وتر
    • وحشی گری
    • پابرجای
    • پایا
    • پرواری
    • پی
    • کشتی جنگی
    • گوشت
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "kuat" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "kuat" with translations into Persian

  • مکانیک مواد
  • مقیاس بزرگای گشتاوری
  • مقاومت فشاری
  • نیروی هستهای قوی
  • تمرینات قدرتی
  • قدرت میانه
  • استقامت · انرژی · بنیه · تار وپود · حالت · حرفه · دست قوی · رگ وپی · زور · شغل · عفت وعصمت · قدرت · ماندگاری · معنی · مفهوم · مقاومت · نجابت · نیرو · نیروی حیاتی · نیروی عضلانی · نیروی پایداری · وتر · پایایی · پرواری · پی · کالای ویژه · گوشت
  • مقاومت کششی نهایی
Add

Translations of "kuat" into Persian in sentences, translation memory