Translation of "melakukan" into Persian

كَرد, کردن, ادامه دادن are the top translations of "melakukan" into Persian.

melakukan
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • كَرد

  • کردن

    verb

    Setelah kebebasannya dia diilhami untuk melakukan perjalanan ke tempat raja orang Laman memerintah negerinya.

    بعد از آزادی الهام یافت که به سرزمینی سفر کند که پادشاه لامانیان حکومت می کرد.

  • ادامه دادن

    verb

    Escobar punya sumber daya tak terbatas untuk terus lakukan ini.

    اسکوبار براي ادامه دادن اين شرايط منابع کافي رو داره

  • Less frequent translations

    • ادرار کردن
    • اغوا کردن
    • انجام دادن
    • ایجاد کردن
    • بدار زدن
    • بس بودن
    • بسنده بودن
    • به نتیجه رساندن
    • تاسیس کردن
    • حاضر کردن
    • دخل کردن
    • درآمد داشتن
    • سبب شدن
    • صورت گرفتن
    • محرمانه گفتن
    • مرتکب شدن
    • مقصر بودن
    • مهیا کردن
    • پختن
    • پی گیری کردن
    • کار بیهوده کردن
    • کافی بودن
    • کفایت کردن
    • کَردَن
    • کُن
    • گذراندن
    • گفتن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "melakukan" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "melakukan" with translations into Persian

  • اخلاق · اعمال · تیغه شمشیر · خصوصیات اخلاقی · رفتار · رویه · ضعف · طبیعت ویژه · نقطه ضعف · کردارها · کرده ها
  • اخلاق · اعمال · تیغه شمشیر · خصوصیات اخلاقی · رفتار · رویه · ضعف · طبیعت ویژه · قباله · نقطه ضعف · کردارها · کرده ها
  • رفتار ضد اجتماعی
  • عملیات حرارتی
  • اخلاق · اداره · بررسی · درمان · رسیدگی
  • اخلاق · اعمال · رفتار · کردارها · کرده ها
  • رفتار كردن · سور دادن
  • کردن
Add

Translations of "melakukan" into Persian in sentences, translation memory