Translation of "memaksa" into Persian
ادعا کردن, از پیش بردن, اسباب زحمت شدن are the top translations of "memaksa" into Persian.
memaksa
-
ادعا کردن
verb -
از پیش بردن
verb -
اسباب زحمت شدن
verb
-
Less frequent translations
- اصرار ورزیدن
- ایجاد کردن
- با پشتکار
- تحمیل کردن
- خراب شدن
- دفاع کردن
- سبب شدن
- سوگند دادن
- سوی دیگربردن
- ضربت زدن
- قسم دادن
- لابه کردن
- ماجراجو
- مجبور ساختن
- مجبورکردن
- مصرانه خواستن
- ناگزیر کردن
- نصحیت کردن
- وادار کردن
- پافشاری کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "memaksa" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "memaksa" with translations into Persian
-
از پیش بردن · تحمیل کردن · سوگند دادن · سوی دیگربردن · ضربت زدن · قسم دادن · لابه کردن · مجبور ساختن · مجبورکردن · ناگزیر کردن · وادار کردن
-
اجبار · اضطرار · باج · تحمیل · تهدید و اجبار · وضع
Add example
Add