Translation of "mengadakan" into Persian
ابداع کردن, اختصاص دادن, اداره کردن are the top translations of "mengadakan" into Persian.
mengadakan
-
ابداع کردن
verbDrifter yang pertama mencipta drift di puncak ini adalah dengan menghayatinya.
لایی کشیدن رو در کوهها با حس کردن اون ابداع کردن
-
اختصاص دادن
verb -
اداره کردن
verbUntuk menjawabnya, mari kita perhatikan sebuah pertemuan yang Yesus adakan tidak lama setelah ia bangkit.
برای پاسخ به این سؤال بیایید جلسهای را که عیسی پس از رستاخیزش اداره کرد بررسی کنیم.
-
Less frequent translations
- ایجاد کردن
- برقرار کردن
- تشکیل جلسه دادن
- جمع کردن
- داشتن
- دورهم جمع شدن
- سبب شدن
- مال خود دانستن
- مهندسی کردن
- گردآمدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "mengadakan" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "mengadakan" with translations into Persian
-
بس · بس بودن · بسنده · بسنده بودن · به اندازه · به اندازه کافی · بیش ازاندازه · خیلی · زیاد · سرشار · فراخ · فراوان · مساوی · نسبتا · وافر · پربار · کافی · کافی بودن · کفایت کردن
-
آبستنی · باروری
-
معادله حالت
-
ریزحالت
-
فرتاش · مخلوق · موجود زنده · موجودیت · وجود · وقوع وتکرار
-
حالت دایمی
-
صفت
Add example
Add