Translation of "meramal" into Persian

از پیش دانستن, بیمار بودن, درجستجو بودن are the top translations of "meramal" into Persian.

meramal
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • از پیش دانستن

    verb
  • بیمار بودن

    verb
  • درجستجو بودن

    verb
  • Less frequent translations

    • قول دادن
    • موعظه کردن
    • نصیحت کردن
    • نگران بودن
    • پیش گویی کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "meramal" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "meramal" with translations into Persian

  • ابلاغ · تخمین · تصور · حدس · خبر بد · رسالت · شگون · طالعبینی · ظن · علامت · فال · فال بد · فرض · نبوت · نشانه · پیش بینی · پیشگویی · پیغمبری · گمان
  • از پیش دانستن · حاکی بودن · حدس زدن · دلالت داشتن · رویایی بودن · شگون داشتن · قبلا اعلام کردن · قول دادن · قیاس کردن · مظنون بودن · نشانه بودن · پیش بینی کردن · پیش گویی کردن
  • پیشگویی خودسازنده
  • حاکی بودن · دلالت داشتن · شگون داشتن · قبلا اعلام کردن · نشانه بودن
Add

Translations of "meramal" into Persian in sentences, translation memory