Translation of "mereka" into Persian
ایشان, آنان, آنها are the top translations of "mereka" into Persian.
mereka
pronoun
-
ایشان
pronounTujuan mereka ialah menerapkan prinsip-prinsip Alkitab untuk kebutuhan sidang setempat.
هدف ایشان بهکارگیری اصول کتاب مقدّس در رابطه با نیاز جماعتشان است.
-
آنان
pronounKarena tergetar atas perkenan dan perlindungan Yehuwa, mereka pun mulai menyanyi.
آنان از اینکه مورد لطف و حمایت یَهُوَه قرار دارند خوشحالند، از اینرو با صدای بلند سرود میخوانند.
-
آنها
pronounKetika kedua gadis mengutarakan pada John mereka memiliki perasaan terhadapnya, ia kebingungan kepada siapa dirinya sebaiknya berpasangan.
وقتی هر دو دختر به جان گفتند که به او علاقه مندند، او مردد بود که باید با کدام یک از آنها باشد.
-
Less frequent translations
- اختراع کردن
- تاسیس کردن
- تنظیم کردن
- درست کردن
- ساختن
- طرح ریزی کردن
- چاپ زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "mereka" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "mereka" with translations into Persian
-
اختراع
-
ابداع · برنامه کار · طراحی
-
نوآوری
-
اختراع کردن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · درست کردن · ساختن · طرح ریزی کردن · چاپ زدن
-
اثر · نوشته
-
اختراع کردن · استنباط کردن · اظهار نظر کردن · براورد کردن · تاسیس کردن · تخمین زدن · تصور کردن · تفریق کردن · جعل کردن · حدس زدن · ساختن · شمردن · فرض کردن · قیاس کردن · پنداشتن · چاپ زدن · کم کردن
-
ابتکار · ابداع · اختراع · استعداد · افسانه · تصور · تمایل · حرف دو پهلو · خیال · خیالی · داستان · دروغ · دروغگویی · صفا · فانتزی · قصه · قوه ابتکار · نبوغ · هوس · هوش · وهم
-
اختراع
Add example
Add