Translation of "oleh" into Persian
از نزدیک, از پهلوی, با are the top translations of "oleh" into Persian.
oleh
adposition
-
از نزدیک
adverbSEWAKTU dibentuk oleh Yehuwa di bumi, Yesus mengalami sendiri kelemahan-kelemahan manusia.
مادامی که عیسی بر روی زمین بسر میبرد و به دست یَهُوَه شکل میگرفت، از نزدیک شاهد ضعف انسانها بود و با ایشان همدردی میکرد.
-
از پهلوی
adverb -
با
adverbMaka, cocok tidaknya panjang kata penutup harus ditentukan oleh hasilnya.
بنابراین، متناسب بودن طول آن را باید با نتایج تعیین کرد.
-
Less frequent translations
- بدست
- بواسطه
- بوسیله
- در کنار
- فرعی
- پایان یافته
- پیش
- کنار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "oleh" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "oleh" with translations into Persian
-
ره اورد · موهبت · هدیه · پیشکشی
-
اغاز کردن · ایجاد کردن · بردن · بهت زده کردن · بوجودآمدن · بیهوش کردن · سبب شدن · شدن · فوری رفتن · لال کردن · مادری کردن · مبهوت کردن · متحمل شدن · متحیر شدن · موفق شدن · وارد آمدن · وارد شدن · پس انداختن · گرفتن
-
ور
-
اتمام · اجرا · انجام · تهیه · حصول · دخل · درآمد · سود ویژه · عایدات · فراگیری · فضل وکمال · فضیلت · مال · محصول · معرفت · منفعت · نتیجه · نیل · ورزیدگی · وصولی · پول · چیره دستی · کمال · یادگیری
-
غوغاسالاری
-
سانسور توسط دین
-
برانداز کردن · تابیدن · درخشیدن · زیرچشمی نگاه کردن
Add example
Add