Translation of "pembantah" into Persian

معاند, معترض are the top translations of "pembantah" into Persian.

pembantah
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • معاند

    noun
  • معترض

    noun
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "pembantah" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "pembantah" with translations into Persian

  • اعتراض · اعتراض کردن · بد دانستن · قبیح دانستن · مخالفت کردن · ناراضی بودن از · نفاق داشتن · واخواهی
  • اوراق کردن · تخلف کردن از · جدال کردن · خیانت کردن به · دروغ گفتن · دعوی کردن · رد کردن · ردکردن · مخالفت کردن · مظنون · مناظره کردن · نزاع کردن · نصحیت کردن · نفاق داشتن
  • اوراق کردن · جدال کردن · دعوی کردن · سرو صدا کردن · مناظره کردن · ناموافق · نزاع کردن · نصحیت کردن
  • اختلاف · اختلاف عقیده · اعتراض · حراج · دادو بیداد · سرزنش · عدم موافقت · فریاد · فغان · نکوهش · واخواهی
  • اختلاف · بحث · بحث و جدل · تخلف · تشدید · جدال · دعوا · دعوی · ستیزه · غوغا · مباحثه · مجادله · مذاکرات پارلمانی · مشاجره · منازعه · مناظره · نزاع · هم ستیزی · پرخاش · چون و چرا
  • سرپیچی · عدم اطاعت · نافرمانی
  • اعتراض · اعتراض کردن · بد دانستن · قبیح دانستن · مخالفت کردن · ناراضی بودن از · نفاق داشتن · واخواهی
  • اوراق کردن · تخلف کردن از · جدال کردن · خیانت کردن به · دروغ گفتن · دعوی کردن · رد کردن · ردکردن · مخالفت کردن · مظنون · مناظره کردن · نزاع کردن · نصحیت کردن · نفاق داشتن
Add

Translations of "pembantah" into Persian in sentences, translation memory