Translation of "pengarah" into Persian
رئیس, فرماندار و مدیر, مدیر are the top translations of "pengarah" into Persian.
pengarah
-
رئیس
noun -
فرماندار و مدیر
noun -
مدیر
noundan seseorang dapat melakukan tour dengan pengarah museum
و بعد یک نفر دیگر میتواند تور پیشنهادی مدیر موزه را انتخاب کند
-
Less frequent translations
- هادی
- هدایت کننده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pengarah" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "pengarah" with translations into Persian
-
ابداع کردن · اداره کردن · استنشاق کردن · با دقتدیدن · بکار پرداختن · تحمیل کردن · جهت · حکم کردن · در نظرداشتن · راندن · زین کردن · فرو بردن · مانور دادن · محکم کردن · مخاطب ساختن · مشق کردن · مهندسی کردن · میزان کردن · هدف گیری کردن · هوش داشتن · گله کردن
-
تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · متنبه کردن · نکوهش کردن · پرچانگی کردن · گله کردن از
-
اجازه · احضار · انتصاب · حکم · حکمی · دستور · دستور خرید · رهنمود · سفارش خرید · فرمان · فرمایش · قانون · قدغن · مدریت · نهی · هدایتی · پیشنهاد مزایده
-
جهت رانندگی در کشورهای مختلف
-
جهت
-
ابداع کردن · اداره کردن · مهندسی کردن · نشان دادن · هدایتی
-
ابداع کردن · اداره کردن · جاده · جهت · راه · عنوان · مهندسی کردن
-
آتشبار · بخیل
Add example
Add