Translation of "peserta" into Persian
داوطلب, مسابقه, معاون جرم are the top translations of "peserta" into Persian.
peserta
-
داوطلب
nounSemua penyiar hendaknya diundang untuk ikut serta menyampaikan tugas siswa.
باید از تمام مبشّران درخواست شود که برای انجام تکالیف داوطلب شوند.
-
مسابقه
nounHadiahnya adalah kehidupan abadi, di surga bagi orang Kristen terurap atau di bumi bagi para peserta lainnya.
جایزهٔ این مسابقه، حیات جاودان برای مسحشدگان در آسمان و زندگی ابدی برای دیگر مسیحیان بر زمین است.
-
معاون جرم
noun
-
Less frequent translations
- نامزد
- کاندید
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "peserta" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "peserta" with translations into Persian
-
سرپرست تقویم
-
اجابت کردن · بهره داشتن · سهیم بودن در · شرکت کردن · شریک شدن · قرین شدن · قسمت بردن · متحد کردن · منقضی شدن · موافقت کردن · همراه رفتن · پیوستن · گذشتن
-
استخدام · اغاز کار · ثبت · ثبت نام · حق دخول · مشارکت
-
شامل بودن · شمردن · پیچیدن
-
دانشآموز
-
دانشآموز
-
بلادرنگ
-
بهره داشتن · تابع · ثبت نام کردن · سهیم بودن در · شرکت کردن · شریک شدن · ضمنی · قسمت بردن · من تبع · منتج · مواظب · نامنویسی کردن · نتیجه بخش · پیوسته
Add example
Add