Translation of "wakil" into Persian

نماینده, از طرف, بابت are the top translations of "wakil" into Persian.

wakil
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • نماینده

    noun

    Proselit tidak melayani sebagai imam, dan anak sulung mereka tidak diwakili dalam keimaman Lewi.

    نوکیشان به عنوان کاهن خدمت نمیکردند، و نخستزادگان آنان در کهانت لاوی، نماینده نبودند.

  • از طرف

    noun

    Murid-murid Yesus akan mewakili dia sebagai ”nabi, orang bijak, dan guru”.

    عیسی گفت که «انبیا، خردمندان و معلّمانی» را به نمایندگی از طرف خود نزد مردم میفرستد.

  • بابت

    noun
  • Less frequent translations

    • حقوقدان
    • دلال
    • سمسار
    • شارع
    • فرستاده
    • فقیه
    • قائم مقام
    • مداخله کننده
    • مدعی
    • مشاور حقوقی
    • نمایندگی دادن
    • وساطت
    • وکالت
    • وکالت دادن
    • وکالتنامه
    • وکیل دادگستری
    • کاتب
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "wakil" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "wakil" with translations into Persian

  • اجازه دادن · قدرت دادن · نمایندگی دادن · وکالت دادن
  • نماینده · نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · وکالت
  • نمایندگی تناسبی
  • دموکراسی نمایندگی
  • دربرداشتن
  • ایلچی · فرستاده · نماینده · نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · وکالت
  • معاون رییس
Add

Translations of "wakil" into Persian in sentences, translation memory