Translation of "spine" into Persian
خارها, خارها (گیاه), خارهاي گياهي are the top translations of "spine" into Persian.
spine
noun
feminine
grammar
-
خارها
Ma tutte le analisi sparirono, l'adrenalina invase il cervello e io strappai via tutte le spine.
تمام تحلیلها رفته بود، مغز آدرنالین پیدایش شد، و من فقط خارها را بیرون کشیدم.
-
خارها (گیاه)
-
خارهاي گياهي
-
پريكلها
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "spine" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "spine" with translations into Persian
-
کراتگوس
-
استخوانآسيبي · التهاب استخوان · التهاب پيرااستخوان · بيماريهاي اسكلتي · بيماريهاي نخاعي · بیماریهای استخوان · دشرويش غضروف · ديستروفي غضروف · ديسكندروپلازي · فيبروز استخوان · كاوپشتي
-
اسپینا بیفیدا
-
انگور فرنگی
-
ریبس هیرتلوم · سفرس
-
ابتکار · استحکام · ديسكهاي بينمهرهاي · ریگ · ستون فقرات · ستون مهره · ستون مهرهای · ستون مهرهها · سنگریزه · شن · ماسه سنگ · مهرهها
-
انگور فرنگی · سفرسها
-
khâr · tigh · تیغ · خار · خراش کوچک · دوشاخه · سرتیز · فیش · موجب ناراحتی
Add example
Add