Translation of "zimno" into Persian
سرما, تبخال, دماي پايين are the top translations of "zimno" into Persian.
zimno
noun
adverb
neuter
grammar
niska temperatura [..]
-
سرما
adjectivePrzyniosłem każdy kamień, ułożyłem je mimo deszczu i zimna.
تکتک سنگها را پیدا کردم و در باران و سرما روی هم چیدم.
-
تبخال
noun -
دماي پايين
-
سرد
adjectiveNiebieski i zielony oznacza, że woda jest bardzo zimna.
جاییکه رنگ آب آبی یاسبز باشد نشانه این است که آب واقعا سرد است.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "zimno" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "zimno" with translations into Persian
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
استقامت به سرما · تحمل سرما · مستعد سرما · مقاومت به سرما
-
راه اندازی سرد
-
روغن تخم منداب · كانولا · كلزا · كلزا (روغن)
-
استرس سرمایی · تنش سرمایی
-
sard · سرد
-
استقامت به سرما · تحمل سرما · مستعد سرما · مقاومت به سرما
-
جنگ سرد
Add example
Add