Translation of "boi" into Persian
گاو, ورزا, گاو نر are the top translations of "boi" into Persian.
boi
noun
masculine
grammar
Um touro castrado.
-
گاو
nounVocês veem uma vaca com a língua de fora.
شما در این جا یک گاو با زبان آویزان می بینید.
-
ورزا
noun -
گاو نر
nounUm touro castrado.
E sei que não se pode ordenhar um boi.
و ميدونم که نميتونيد از گاو نر شير بدوشيد
-
Less frequent translations
- گاوهای نر اخته
- گاو اخته
- گاو نر اخته
- گاوهاي اخته
- گاوهاي نر اخته
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "boi" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Boi
Boi (zodíaco)
-
گاوان
nounAmós comparou as mulheres de Samaria que amavam o luxo às vacas de Basã.
عاموس زنان سامره را که به تجمّلات علاقه داشتند به گاوان باشان تشبیه میکند.
-
گله گاو
noun
Images with "boi"
Phrases similar to "boi" with translations into Persian
-
طويلههای گاو · محل نگهداري گاو · گاودانیها
-
گاوهای شیرخوار
-
حواصیل ببری نواردار
-
بازده توليد مثلي · بهرهدهی تولید مثلی · بهرهدهی جفتگيري · بهرهدهی زادگيري · توانايي توليد مثلي · ظرفيت توليد مثلي · كارايي توليد مثلي · نرخ آبستني · نرخ برهزايي · نرخ بزغالهزايي · نرخ خوكزايي · نرخ گوسالهزايي
-
گاو دریایی
-
گاو دریایی
-
راکاره · ماده · ماده گاو · مادهگاو · گا · گاو · گاوان · گاوماده · گاوهای ماده · گله گاو · گو
-
سینه انسان
Add example
Add