Translation of "stress" into Persian
تنش, استرس, تنش نازيو are the top translations of "stress" into Persian.
stress
noun
masculine
grammar
-
تنش
nounOs salários dos militares e o stress pós-traumático deixam-me em brasa.
البته ، با حقوقهای دولتی با تنش های روانی واقعاً حالمو به هم می زنه
-
استرس
Durante anos, tenho dito às pessoas que o stress as faz ficar doentes.
سال ها به مردم میگفتم، استرس شما رو بیمار میکنه.
-
تنش نازيو
-
Less frequent translations
- ديسترس
- فاكتورهاي تنش فيزيكي
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "stress" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "stress" with translations into Persian
-
استرس اسمزی · تنش اسمزی · تنش سديم كلريد · تنش نمك
-
استرس سرمایی · تنش سرمایی
-
اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
-
استرس گرمايي · تنش گرمایی · شوک خورشیدی
-
استرس اسمزی · تنش اسمزی · تنش سديم كلريد · تنش نمك
-
مقاومت به تنش فيزيولوژيكي
-
تنش اكسيداتيو
-
استرس خشکی · تنش آبي · تنش خشکی
Add example
Add