Translation of "Beaver" into Persian
سگ آبی, سگ آبی, بیدستر are the top translations of "Beaver" into Persian.
Beaver
proper
noun
A native or resident of the American state ofOregon. [..]
-
سگ آبی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Beaver" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
beaver
noun
verb
grammar
An aquatic mammal of the genus Castor, having a wide, flat tail and webbed feet. [..]
-
سگ آبی
aquatic rodent [..]
she was looking more and more like a beaver
دراز شدندندآنهایش باعث شده بود بیشتر شبیه به سگ آبی شود.
-
بیدستر
nounaquatic rodent [..]
-
ببر
nounaquatic rodent [..]
-
Less frequent translations
- کس
- بادستر
- قندز
- وبر
- (امریکا - خودمانی - ناپسند) اندام تناسلی زن
- (امریکا - خودمانی) فیلم یا عکس (و غیره) که اندام تناسلی زنان را نشان دهد
- (امریکا) مثل خرکار کردن
- (جانورشناسی) بیدستر
- (در قرون بعد) سایبان یالبه ی پیش آمده ی خود
- (کلاه خودهای قرون وسطی) چانه پوش (بخشی از خود که متحرک است و دهان و چانه را می پوشاند)
- بتر (جونده ای از تیره ی Castoridae که در مسیر جویبارها سد می سازد و در دریاچه ی پشت سد یا تالاب بیدستر beaver pond لانه تعبیه می کند)
- جان کندن (معمولا با away)
- لوله بخاری
- پارچه ی پشمی و نمد مانند
- پرکاری کردن
- کلاه بلند
- کلاه مردانه (از خز بیدستر)
Images with "Beaver"
Phrases similar to "Beaver" with translations into Persian
-
مثل خر کارکردن
-
کارمند مشتاق؛ کارمند سختکوش و پرتحرک
-
سگ آبی آمریکای شمالی
-
(امریکا - خودمانی - معمولا با تداعی منفی)آدم پر جنب و جوش · دائم در تقلا · همیشه در تکاپو
-
بیدسترها · كاستور
-
سگ آبی اوراسیایی
-
بیدسترها · كاستور
Add example
Add