Translation of "beavers" into Persian

بیدسترها, كاستور are the top translations of "beavers" into Persian.

beavers noun

Plural form of beaver. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بیدسترها

    common name for animals

  • كاستور

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "beavers" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "beavers" with translations into Persian

  • مثل خر کارکردن
  • سگ آبی
  • کارمند مشتاق؛ کارمند سختکوش و پرتحرک
  • سگ آبی آمریکای شمالی
  • (امریکا - خودمانی - معمولا با تداعی منفی)آدم پر جنب و جوش · دائم در تقلا · همیشه در تکاپو
  • (امریکا - خودمانی - ناپسند) اندام تناسلی زن · (امریکا - خودمانی) فیلم یا عکس (و غیره) که اندام تناسلی زنان را نشان دهد · (امریکا) مثل خرکار کردن · (جانورشناسی) بیدستر · (در قرون بعد) سایبان یالبه ی پیش آمده ی خود · (کلاه خودهای قرون وسطی) چانه پوش (بخشی از خود که متحرک است و دهان و چانه را می پوشاند) · بادستر · ببر · بتر (جونده ای از تیره ی Castoridae که در مسیر جویبارها سد می سازد و در دریاچه ی پشت سد یا تالاب بیدستر beaver pond لانه تعبیه می کند) · بیدستر · جان کندن (معمولا با away) · سگ آبی · قندز · لوله بخاری · وبر · پارچه ی پشمی و نمد مانند · پرکاری کردن · کس · کلاه بلند · کلاه مردانه (از خز بیدستر)
  • سگ آبی اوراسیایی
  • (امریکا - خودمانی - ناپسند) اندام تناسلی زن · (امریکا - خودمانی) فیلم یا عکس (و غیره) که اندام تناسلی زنان را نشان دهد · (امریکا) مثل خرکار کردن · (جانورشناسی) بیدستر · (در قرون بعد) سایبان یالبه ی پیش آمده ی خود · (کلاه خودهای قرون وسطی) چانه پوش (بخشی از خود که متحرک است و دهان و چانه را می پوشاند) · بادستر · ببر · بتر (جونده ای از تیره ی Castoridae که در مسیر جویبارها سد می سازد و در دریاچه ی پشت سد یا تالاب بیدستر beaver pond لانه تعبیه می کند) · بیدستر · جان کندن (معمولا با away) · سگ آبی · قندز · لوله بخاری · وبر · پارچه ی پشمی و نمد مانند · پرکاری کردن · کس · کلاه بلند · کلاه مردانه (از خز بیدستر)
Add

Translations of "beavers" into Persian in sentences, translation memory