Translation of "Bonds" into Persian
اوراق قرضه is the translation of "Bonds" into Persian.
Bonds
-
اوراق قرضه
Bonds were issued running into the millions.
اوراق قرضه به مبلغ میلیونها دلار چاپ میشدند
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Bonds" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
bonds
verb
noun
imprisonment, captivity [..]
+
Add translation
Add
"bonds" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for bonds in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "Bonds" with translations into Persian
-
کاغذ اعلا · کاغذ ممتاز · کاغذ پشت پارچه ای (که برای چاپ اوراق بهادار به کار می رفت)
-
(اقتصاد) ورقه ی قرضه · (بازرگانی) تعهد رسمی نگهدارنده ی کالا مبنی براین که مالیات های مربوطه پیش از فروش کالا پرداخت خواهد شد · (جمع) غل و زنجیر · (سنگ تراشی) با هم جور کردن سنگ های دیوار و غیره · (شیمی) نیرویی که اتم های مولکول یا فلز را همبسته نگه می دارد · (قدیمی) اسارت · (قدیمی) ضامن · (مهجور) بنده · (مهجور) در بندگی · (هرچیزی که به هم وصل کند یا بچسباند یا سفت کند یا مهار کند) قید · التزام · الصاق · الصاق کردن · انتقال · اوراق قرضه · اوراق قرضه صادر کردن · بست · بست زدن به · بند · به قید تعهد یا تکفل آزاد کردن · به هم بستن · به هم چسباندن · بیگار · تبعیت · تعهد · تعهد نامه · جورکردن آجر یا قطعات چوب به طوری که هم خوش طرح و هم محکم باشد · حبس · در قید بردگی · رابط · رابطه · رجوع شود به bond paper · رهن · زرخرید · زندانی بودن · سطل · سند قرضه، اوراق قرضه · ضمانت · ضمانت نامه · عهد · غلام · قرارداد · متعهد · میثاق · هرچیز که مردم را به هم نزدیک کند · هضرق قاروا · همبست · همبسته کردن · همگر · واحد توانایی همبسته شدن معادل یک اتم هیدروژن (در فرمول های شیمی به صورت خط کوتاه یا نقطه نشان داده می شود) · وام مسکن 0 · وامبرگه · واگذاری · وصل کردن · وظیفه · پاوند · پیمان · پیوند · چسبش · کفیل 1
-
اوراق قرضه موقتی
Add example
Add