Translation of "bonding" into Persian

به وجود آمدن رشته های الفت و محبت is the translation of "bonding" into Persian.

bonding noun verb grammar

Present participle of bond. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • به وجود آمدن رشته های الفت و محبت

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bonding" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bonding" with translations into Persian

  • کاغذ اعلا · کاغذ ممتاز · کاغذ پشت پارچه ای (که برای چاپ اوراق بهادار به کار می رفت)
  • (اقتصاد) ورقه ی قرضه · (بازرگانی) تعهد رسمی نگهدارنده ی کالا مبنی براین که مالیات های مربوطه پیش از فروش کالا پرداخت خواهد شد · (جمع) غل و زنجیر · (سنگ تراشی) با هم جور کردن سنگ های دیوار و غیره · (شیمی) نیرویی که اتم های مولکول یا فلز را همبسته نگه می دارد · (قدیمی) اسارت · (قدیمی) ضامن · (مهجور) بنده · (مهجور) در بندگی · (هرچیزی که به هم وصل کند یا بچسباند یا سفت کند یا مهار کند) قید · التزام · الصاق · الصاق کردن · انتقال · اوراق قرضه · اوراق قرضه صادر کردن · بست · بست زدن به · بند · به قید تعهد یا تکفل آزاد کردن · به هم بستن · به هم چسباندن · بیگار · تبعیت · تعهد · تعهد نامه · جورکردن آجر یا قطعات چوب به طوری که هم خوش طرح و هم محکم باشد · حبس · در قید بردگی · رابط · رابطه · رجوع شود به bond paper · رهن · زرخرید · زندانی بودن · سطل · سند قرضه، اوراق قرضه · ضمانت · ضمانت نامه · عهد · غلام · قرارداد · متعهد · میثاق · هرچیز که مردم را به هم نزدیک کند · هضرق قاروا · همبست · همبسته کردن · همگر · واحد توانایی همبسته شدن معادل یک اتم هیدروژن (در فرمول های شیمی به صورت خط کوتاه یا نقطه نشان داده می شود) · وام مسکن 0 · وامبرگه · واگذاری · وصل کردن · وظیفه · پاوند · پیمان · پیوند · چسبش · کفیل 1
  • اوراق قرضه موقتی
Add

Translations of "bonding" into Persian in sentences, translation memory