Translation of "Crash" into Persian
تصادف, برخورد, فروپاشی are the top translations of "Crash" into Persian.
Crash
Crash (2004 film)
-
تصادف
nounتصادف (فیلم ۲۰۰۴)
Celebrity Brain Crash this week.
جشن تصادف مغز هارو این هفته ول کنیم
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Crash" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
crash
adjective
verb
noun
grammar
An automobile, airplane, or other vehicle accident. [..]
-
برخورد
nounJust as she leaps, Artery crashes into her.
درست همان موقع که وین جست میزند، آرتری با او برخورد میکند.
-
فروپاشی
KDE crash handler gives the user feedback if a program crashed
اگر برنامه فروپاشید ، گردانندۀ فروپاشی KDE ، بازخورد کاربر را نشان میدهد
-
غرش
-
Less frequent translations
- دنگ
- فروپاشیدن
- کارایستایی
- پرشتاب
- ضربتی
- (افتادن یا به هم خوردن یا خرد شدن با صدای بلند) درق به هم خوردن
- (امریکا - خودمانی) خوابیدن
- (با تمام قدرت یا سرعت یا امکانات) همه جانبه
- (با صدای بلند) رد شدن (با: out یا through یا into و غیره)
- (با صدای بلند) زدن به
- (بازار و کاسبی) خرابی 0
- (بدون بلیط یا دعوت) وارد شدن
- (به مهمانی یا نمایش و غیره) ناخوانده رفتن
- (صدای بلند همراه با شکستن یا افتادن یا به هم خوردن) ترق
- (ماشین) تصادف
- (ناگهان و بسیار) افت کردن
- (هواپیما) سقوط
- (کامپیوتر) کار ایستا شدن (از کار افتادن کامپیوتر به واسطه عیب سخت افزار یا نرم افزار)
- از هم پاشی
- ازکار افتادن
- بسیار خراب شدن (وضع کاسبی)
- به هم خوردن
- بیتوته کردن
- ترق کردن
- تصادف کردن (اتومبیل)
- تلاشی (با صدا)
- خرد شدگی
- درق افتادن
- درق خرد شدن
- درق صدا کردن (در اثر اصابت)
- سقوط کردن (هواپیما)
- شب را به سر آوردن
- شکستن و وارد شدن (یاگذاشتن)
- فرو افتادن
- له و لورده شدن یا کردن
- هزینه فشرده
- همکوبش 1
- واژگون شدن یا کردن
- پارچه ی حوله ای
- پارچه ی زبر و درشت باف
- پر اولویت
Phrases similar to "Crash" with translations into Persian
-
آموزش آتشی
-
آدمک آزمایش تصادف
-
(به زمین نشاندن اضطراری هواپیما) فرود اجباری کردن
-
تمام و کمال · حسابی · صرف · کامل
-
سقوط بازار سهام
-
تراکم · فشردگی
-
تست تصادف
-
خود · کاسکت · کلاه ایمنی (که موتورسیکلت سواران و رانندگان اتومبیل در مسابقات و غیره سر می گذارند) · کلاه خود ایمنی
Add example
Add