Translation of "DAB" into Persian
(انگلیس - عامیانه) ماهر, (تند ولی به طور سطحی و سبک) مالیدن, (جانورشناسی) ماهی لیماند (انواع ماهی های پهن و کرانه زی به ویژه Limanda proboscidea) are the top translations of "DAB" into Persian.
DAB
abbreviation
digital audio broadcasting [..]
-
(انگلیس - عامیانه) ماهر
-
(تند ولی به طور سطحی و سبک) مالیدن
-
(جانورشناسی) ماهی لیماند (انواع ماهی های پهن و کرانه زی به ویژه Limanda proboscidea)
-
Less frequent translations
- (مقدار بسیار کم) کمی
- آهسته زدن
- با ضربه (های) تند و خفیف زدن
- دارای ید طولی
- زنش ید طولی داشتن
- ضربه (تند و سطحی و سبک)
- لمس کردن
- مخفف : فرهنگ زیست نامه های امریکاییان
- مهارت داشتن
- یک خرده
- یک ذره
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "DAB" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
dab
verb
noun
adverb
grammar
(transitive) To press lightly in a repetitive motion with a soft object without rubbing. [..]
-
ضربه زدن
-
پیچیدن
verb -
قالب
noun
-
Less frequent translations
- آهسته زدن
- تاب خوردن
Images with "DAB"
Phrases similar to "DAB" with translations into Persian
-
(انگلیس - خودمانی) اثر انگشت نگاری · انگشت نگاره · سفرهماهي دمزرد · ماهیان لیماند
-
چرمماهی
-
انواع سفره ماهی های جنس Citharichthys (بومی آمریکای شمالی) · انواع ماهیان پهن و کوچک (خوراکی)
-
(انگلیس - عامیانه) ماهر · دارای ید طولا (در کاری) · صد مرده حلاج
-
دقیقا (خودمانی - امریکای شمالی)
Add example
Add