Translation of "dabs" into Persian

ماهیان لیماند, (انگلیس - خودمانی) اثر انگشت نگاری, انگشت نگاره are the top translations of "dabs" into Persian.

dabs verb noun

Plural form of dab. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ماهیان لیماند

    fishery related term

  • (انگلیس - خودمانی) اثر انگشت نگاری

  • انگشت نگاره

  • سفرهماهي دمزرد

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "dabs" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "dabs" with translations into Persian

  • چرمماهی
  • انواع سفره ماهی های جنس Citharichthys (بومی آمریکای شمالی) · انواع ماهیان پهن و کوچک (خوراکی)
  • DAB
    (انگلیس - عامیانه) ماهر · (تند ولی به طور سطحی و سبک) مالیدن · (جانورشناسی) ماهی لیماند (انواع ماهی های پهن و کرانه زی به ویژه Limanda proboscidea) · (مقدار بسیار کم) کمی · آهسته زدن · با ضربه (های) تند و خفیف زدن · دارای ید طولی · زنش ید طولی داشتن · ضربه (تند و سطحی و سبک) · لمس کردن · مخفف : فرهنگ زیست نامه های امریکاییان · مهارت داشتن · یک خرده · یک ذره
  • dab
    آهسته زدن · تاب خوردن · ضربه زدن · قالب · پیچیدن
  • (انگلیس - عامیانه) ماهر · دارای ید طولا (در کاری) · صد مرده حلاج
  • دقیقا (خودمانی - امریکای شمالی)
  • dab
    آهسته زدن · تاب خوردن · ضربه زدن · قالب · پیچیدن
Add

Translations of "dabs" into Persian in sentences, translation memory