Translation of "HAPPEN" into Persian

پیشامد کردن, شدن, رخ دادن are the top translations of "HAPPEN" into Persian.

happen verb adverb grammar

To occur or take place. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پیشامد کردن

    verb

    to occur

  • شدن

    verb

    All that would have happened is a kind of reverse echo.

    تنها چیزی که ممکنه اتفاق افتاده با شه پدیدار شدن نوعی بازتاب معکوسه.

  • رخ دادن

    verb

    (For an event) Have a real existence.

    I couldn't understand, couldn't make sense of what was happening.

    نمیفهمیدم. نمیتوانستم از آنچه در حال رخ دادن بود سر در آورم.

  • Less frequent translations

    • دادن
    • آمدن
    • اتفاق افتادن
    • رو
    • (با: along یا by یا in وغیره) اتفاقا آمدن یا رفتن
    • (برحسب اتفاق) روی دادن
    • به انجام رسیدن
    • به وقوع پیوستن
    • حادث شدن
    • خطور کردن
    • در رسیدن
    • روی دادن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "HAPPEN" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "HAPPEN" with translations into Persian

  • سرم آمد، برایم پیش آمد
  • (تئاتر) نمایش متشکل از بخش های نامربوط و عجیب و غریب و خنده دار · حادثه · رخداد · رویداد · رویداد مهم (یا شنیدنی یا قابل ذکر و غیره) · عارضه · ماجرا · نمایش پیشامدی · واقعه · وقوع · پیشامد
  • همانطور که اغلب پیش می آید
  • (تئاتر) نمایش متشکل از بخش های نامربوط و عجیب و غریب و خنده دار · حادثه · رخداد · رویداد · رویداد مهم (یا شنیدنی یا قابل ذکر و غیره) · عارضه · ماجرا · نمایش پیشامدی · واقعه · وقوع · پیشامد
  • (تئاتر) نمایش متشکل از بخش های نامربوط و عجیب و غریب و خنده دار · حادثه · رخداد · رویداد · رویداد مهم (یا شنیدنی یا قابل ذکر و غیره) · عارضه · ماجرا · نمایش پیشامدی · واقعه · وقوع · پیشامد
  • (تئاتر) نمایش متشکل از بخش های نامربوط و عجیب و غریب و خنده دار · حادثه · رخداد · رویداد · رویداد مهم (یا شنیدنی یا قابل ذکر و غیره) · عارضه · ماجرا · نمایش پیشامدی · واقعه · وقوع · پیشامد
Add

Translations of "HAPPEN" into Persian in sentences, translation memory