Translation of "Locks" into Persian

طره، طره مو، تاب، زلف، کاکل، گیسو، گیس, لاخ are the top translations of "Locks" into Persian.

Locks
+ Add

English-Persian dictionary

  • طره، طره مو، تاب، زلف، کاکل، گیسو، گیس

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Locks" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

locks verb noun grammar

Plural form of lock. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • لاخ

    noun

    count of hair

Phrases similar to "Locks" with translations into Persian

  • برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
  • (اتومبیل - ترمز یا دنده و غیره) گیر کردن · (به ویژه دست و پا و غیره) گرفتن · (جمع - شعر قدیم) گیسو · (در برخی دستگاه ها و ابزار) ضامن · (در جای بسته) محدود کردن · (مجازی - با: up یا out یا in) زندان کردن · (کانال و رودخانه ی قابل کشتیرانی) سد متحرک · (کشتی گیری) قفل · qofl · آب بند · آبراه بند · اسکندان · بستن · بش · بغل کردن 1 · بند · بندان 4 · تاب گیسو · تنگ بستن · تنگ در آغوش گرفتن · جفت شدن · حبس کردن · حلقه · حلقه ی گیسو · دارای آبراه بند کردن · در جا یا موقعیت ثابت قرار دادن 3 · در هم قفل شدن یا کردن 2 · در هم کردن · در هم گره کردن 0 · درگیر شدن · دستگاه قفل · رجوع شود به air lock · رد شدن یا رد کردن کشتی از آب بند 5 · رود بند · زلف · سد سلولی · سوزن گلنگدن (اسبابی که گلوله را منفجر می کند) (gunlock و matchlock هم می گویند) · طره ی گیسو · قفل · قفل کردن · قفل کردن یا شدن · مجهز به آب بند کردن · محکم بستن · محکم گرفتن · موی سر · چخماق · چفت شدن · چفت و بست کردن یا شدن · چیلان، کلیدان، کلون · کاکل · کلاله · کلون · کلون کردن · کلیدان · کوپله، کلیدان · گرفتار شدن · گرفتگی · گیر · یک گلوله پشم یا پنبه
  • وابستگی به فروشنده
  • جان لاک
  • محصور در آب
  • قفل جزر و مدی
  • (قدیمی) · تفنگ چخماقی · گلنگدن سنگی
  • فعال کردن
Add

Translations of "Locks" into Persian in sentences, translation memory