Translation of "Manipulate" into Persian
اداره کردن, اداره کردن, بامهارت انجام دادن are the top translations of "Manipulate" into Persian.
Manipulate
-
اداره کردن
verbSparing them would make him easier to manipulate.
بخشيدن اونها اداره کردن اونو ساده تر ميکنه.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Manipulate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
manipulate
verb
grammar
(transitive) To move, arrange or operate something using the hands [..]
-
اداره کردن
verbSparing them would make him easier to manipulate.
بخشيدن اونها اداره کردن اونو ساده تر ميکنه.
-
بامهارت انجام دادن
-
دستکارى کردن
-
Less frequent translations
- برزیدن
- تدبیرکردن
- (با تقلب) انجام دادن
- (با دست) به کار بردن
- (با شایعه پراکنی یا سند سازی و غیره) قیمت ها را تحت تاثیر قرار دادن
- (با عقل یا تفکر) روبرو شدن با
- (با نامردی و نارو زدن) اداره کردن
- (به منظور گول زنی یا تقلب و غیره) دستکاری کردن
- (سر دیگران) شیره مالیدن
- انگولک کردن
- با دست (و مهارت) انجام دادن
- با مهارت اداره کردن
- بدجلوه دادن
- به کار زدن
- ترتیب دادن
- دست بردن (در چیزی)
- دست ورزی کردن
- دست یازیدن
- دغل کاری کردن
- ماهرانه عمل کردن
- مخدوش کردن
- پرداختن به
- پنهان شدن
Phrases similar to "Manipulate" with translations into Persian
-
دستکاری کروموزوم
-
زبان دستکاری دادهها
-
دستكاري ژن · دستكاري ژنتيكي · مداخله ژنتيكي · مهندسی ژنتیک
-
دستکاری رسانهای
-
زبان عملیات ورزی داده
-
دستكاري ژن · دستكاري ژنتيكي · مداخله ژنتيكي · مهندسی ژنتیک
-
انجام دادن با دست یا با مهارت · برزش · تقلب · دست بردن · دستورزی · دستکاری · دغل کاری · سو استفاده · مخدوش سازی
-
با دست درست شده · با دستکاری · بادست درست کردنی · وابسته بکارهای دستی
Add example
Add