Translation of "manipulator" into Persian

متقلب, (به ویژه در کار با مواد رادیواکتیو) دستگاه دست ورزی از دور, اهل دوز و کلک are the top translations of "manipulator" into Persian.

manipulator noun grammar

Agent noun of manipulate; one who manipulates. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • متقلب

  • (به ویژه در کار با مواد رادیواکتیو) دستگاه دست ورزی از دور

  • اهل دوز و کلک

  • سو استفاده چی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "manipulator" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "manipulator" with translations into Persian

  • دستکاری کروموزوم
  • زبان دستکاری دادهها
  • دستكاري ژن · دستكاري ژنتيكي · مداخله ژنتيكي · مهندسی ژنتیک
  • دستکاری رسانهای
  • زبان عملیات ورزی داده
  • دستكاري ژن · دستكاري ژنتيكي · مداخله ژنتيكي · مهندسی ژنتیک
  • انجام دادن با دست یا با مهارت · برزش · تقلب · دست بردن · دستورزی · دستکاری · دغل کاری · سو استفاده · مخدوش سازی
  • با دست درست شده · با دستکاری · بادست درست کردنی · وابسته بکارهای دستی
Add

Translations of "manipulator" into Persian in sentences, translation memory