Translation of "Ponderous" into Persian
وزین, حجیم, گنده are the top translations of "Ponderous" into Persian.
ponderous
adjective
grammar
Heavy, massive, weighty. [..]
-
وزین
while ponderous planets of unwaning woe revolve round me
در آن هنگام که سیارات وزین غم کاهش ناپذیر گرد من میگردند
-
حجیم
-
گنده
adjectiveThe fireplace, where she had expected the ample width and ponderous carving of former times
بخاری، که طبق تصور کاترین میبایست خیلی گنده باشد و کندهکاریها و نقشهای عظیم قدیمی ب رآن دیده شود،
-
Less frequent translations
- فربه
- پروزن
- یغر
- ثقیل
- ستبر
- سترگ
- گران
- (بسیار) سنگین
- (سبک نگارش یا سخن و غیره) سنگین و خسته کننده
- سخت و کسل کننده
- سنگین و ناجور
- مغلق و ملالت بار
- کت و گنده
- کند و سنگین
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Ponderous" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "Ponderous" with translations into Persian
-
به فکر فرورفتن · تامل كردن · تعمق کردن · تفکر کردن · در شگفت ماندن · سبک و سنگین کردن · سنجیدن · سگالیدن · عبادت کردن · غور کردن · نشخوار کردن · ژرف اندیشی کردن · ژرف نگری کردن
-
بسنگینی · بطور کسل کننده
-
سنجش پذیری
-
تأملات طو نی · غرق در افکار · متفکر
-
بخش عمده · سنگینی
-
سنگ · سنگینی · وزن · وزنه
-
اندیش پذیر · تعمق پذیر · غور کردنی · قابل توزین · قابل ژرف اندیشی · وزن کردنی · ژرفش پذیر
-
نشخوار کننده
Add example
Add