Translation of "Restrain" into Persian
نگهداشتن، جلوگیری کردن, مهار کردن, نگه داشتن are the top translations of "Restrain" into Persian.
Restrain
-
نگهداشتن، جلوگیری کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Restrain" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
restrain
verb
grammar
(transitive) To control or keep in check. [..]
-
مهار کردن
verbWhat factors make it difficult for some to restrain the tongue?
چه عواملی مهار کردن زبان را برای بعضی از افراد سخت میکند؟
-
نگه داشتن
verb -
بازداشتن
verb
-
Less frequent translations
- مرزیدن
- اسباب زحمت شدن
- بازداشت کردن
- به دام افتادن
- جسما محدود کردن
- جلو خود را گرفتن
- جلوگیری کردن
- حبس کردن
- خراب شدن
- خودداری کردن
- خویشتن داری کردن
- دستبند زدن
- لگام کردن
- محدود ساختن
- محدود کردن
- هم مرز بودن
- واپاد کردن
- کف نفس کردن
Phrases similar to "Restrain" with translations into Persian
-
قرار منع
-
جلو گیری کردنی · فرو نشاندنی · قابل جلوگیری · محدودکردنی · نگهداشتنی
-
هر یک از سه دایره ی وسط زمین بسکتبال
-
محدودیت
-
(شخص یا چیز) جلوگیر · (عکاسی) کندساز · بازدار · لگام
-
آرام · خود دارانه · خوددار · خویشتن دارانه · خویشتندار · سنجیده · لگام کرده · ملاحظه کار · ملایم · مهار شده · پای در بند · کم گو
-
محدودیت
Add example
Add