Translation of "Seal" into Persian
سیل, درزگیر, مهر are the top translations of "Seal" into Persian.
-
سیل
nounسیل (خواننده)
Tasty seals may hide, but hungry moms can sniff them out.
سیل های خوشمزه پنهان شدند اما مادر گرسنه بوی آنها را حس میکند
-
درزگیر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Seal" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
(intransitive) To hunt seals [..]
-
مهر
noun properdesign or insignia associated with organization or official role [..]
Lorenzo Daza discovered a letter, its envelope sealed with wax, in the entryway to his house.
لورن زو داثا در حیاط خلوت خانه نامهای دید که پاکت آن مهر و موم شده بود.
-
فک
nounpinniped
And they're not like the harbor seals that you have here.
آیها مشابه فک های ساحلی که شما اینجا دارید نیستند.
-
خاتم
noun
-
Less frequent translations
- نشان
- بند
- بستن
- seal
- پلمب
- صحه
- علامت
- درزگیر
- زاماسکه
- تصدیق
- جلوگیر
- نشاختن
- تایید
- تعهد
- پیمان
- (با مهر و موم کردن یا با نوار چسب و غیره) بستن
- (برای غیر قابل نفوذ کردن هر چیز مثلا چوب) بتانه کردن
- (برق) دو شاخه را در پریز قرار دادن
- (به طور قاطع) تعیین کردن
- (جانور شناسی) سیل (تیره های Otariidae و Phocidae - بومی دریاهای سردسیر یا معتدل)
- (درستی یا اصالت و غیره ی چیزی را) تایید کردن
- (سر پاکت و غیره را) چسباندن 0
- آب بند
- آب بندی کردن 3
- آببند مکانیکی
- آسترمالی کردن
- انگشتر مهردار
- بی رخنه کردن
- تصدیق کردن
- تضمین (اصالت یا خوبی هر چیز)
- تضمین کردن
- تمبر زینتی (که هنگام کریسمس و غیره روی پاکت یا بسته می چسبانند)
- خز سیل
- خوک آبی
- راست یافت
- راست یافت کردن
- رخنه بند
- رخنه گیر
- رخنه گیری کردن
- زاماسکه مالیدن 4
- سیل شکار کردن
- سیم و مهر سربی
- شیر (آب یا هوا یا گاز)
- صحه گذاردن
- غیر قابل نفوذ کردن
- فکهای خزرقطب
- قطعی کردن 2
- لاک و مهر
- محکم چسباندن
- محکم کردن
- معتبر کردن 1
- معین کردن
- مهر و موم
- مهر کردن
- پلمب کردن
- چرم سیل
- کاملا مسدود کردن
- کیپ کردن
Sea, Air, Land (used as a name of a military unit) [..]
"SEAL" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for SEAL in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "Seal"
Phrases similar to "Seal" with translations into Persian
-
مهر رسمی ایالتی (در امریکا) · مهر رسمی کشور
-
(جانور شناسی) سیل قطبی (Pagophilus groenlandicus که کوچگر است) · فک چنگی
-
فوكا · فکها · فکها (جانور) · كالورينوس · هاليكروس
-
فک فیلی جنوبی
-
نشان ایالات متحده
-
(نماد عرفانی به شکل ستاره ی متشکل از دو مثلث) ستاره ی شش پر · (گیاه شناسی) مهر سلیمان (جنس Polygonatum ازخانواده ی lily)
-
یگان فوق ویژه نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا
-
فک خرچنگ خوار