Translation of "Trigger" into Persian
نشانگر, آغاز کردن, ماشه are the top translations of "Trigger" into Persian.
Trigger
-
نشانگر
-
آغاز کردن
verb
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Trigger" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
trigger
verb
noun
grammar
A finger-operated lever used to fire a gun. [..]
-
ماشه
mechanism that actuates the firing sequence of a firearm or crossbow [..]
But the weapon trigger's still in the same place.
ولی ماشه ی سلاح ها سر جای همیشگی شون هست.
-
گیره
noun -
موجب
we managed six, and the first triggered wild excitement.
ما توانستیم ۶ تا تهیه کنیم، و اولینش موجب هیجان شدیدی شد.
-
Less frequent translations
- برانگیختن
- علت
- انگیزه
- سبب
- انگیزان
- انگیزاندن
- (سلاح آتشین) ماشه
- (عمل یا حرف و غیره) واکنش انگیز
- (فنر و غیره) ضامن
- تحریک کردن
- جرقه زدن
- راه انداختن
- رها ساز
- سبب شدن
- شوند
- ماشه اسلحه
- ماشه را کشیدن
- موجب شدن
- گیره را رها کردن
Images with "Trigger"
Phrases similar to "Trigger" with translations into Persian
-
راه اندازی · رهاسازی
-
انگشت اشاره · انگشت سبابه · انگشت ماشه · انگشت ماشهای
-
دعوایی · ستیز دوست · منتظر فرصت برای جنگ و ستیز
-
(در سلاح های آتشین - ماشه ای که با کوچکترین فشار تیر را خالی می کند) ماشه ی حساس · هر چیز ظریف و دقیق
-
(آنچه که با کمترین فشار یا انگیزه به کار می افتد) دقیق و حساس · زودانگیز · زودکار · سترسا
-
برانگیختن · تحریک کردن · جرقه زدن
-
انگشت اشاره · انگشت سبابه · انگشت ماشه · انگشت ماشهای
Add example
Add