Translation of "triggering" into Persian
راه اندازی, رهاسازی are the top translations of "triggering" into Persian.
triggering
adjective
noun
verb
grammar
Present participle of trigger. [..]
-
راه اندازی
And that triggered a debate in the U.K.
و این باعث راه اندازی یک مناظره در انگلستان شد
-
رهاسازی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "triggering" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "triggering" with translations into Persian
-
انگشت اشاره · انگشت سبابه · انگشت ماشه · انگشت ماشهای
-
دعوایی · ستیز دوست · منتظر فرصت برای جنگ و ستیز
-
(در سلاح های آتشین - ماشه ای که با کوچکترین فشار تیر را خالی می کند) ماشه ی حساس · هر چیز ظریف و دقیق
-
آغاز کردن · نشانگر
-
(آنچه که با کمترین فشار یا انگیزه به کار می افتد) دقیق و حساس · زودانگیز · زودکار · سترسا
-
برانگیختن · تحریک کردن · جرقه زدن
-
(سلاح آتشین) ماشه · (عمل یا حرف و غیره) واکنش انگیز · (فنر و غیره) ضامن · انگیزان · انگیزاندن · انگیزه · برانگیختن · تحریک کردن · جرقه زدن · راه انداختن · رها ساز · سبب · سبب شدن · شوند · علت · ماشه · ماشه اسلحه · ماشه را کشیدن · موجب · موجب شدن · گیره · گیره را رها کردن
-
انگشت اشاره · انگشت سبابه · انگشت ماشه · انگشت ماشهای
Add example
Add