Translation of "Veil" into Persian

نقاب, پرده, حجاب are the top translations of "Veil" into Persian.

veil verb noun grammar

Something hung up, or spread out, to intercept the view, and hide an object; a cover; a curtain; esp., a screen, usually of gauze, crape, or similar diaphanous material, to hide or protect the face. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • نقاب

    noun

    Grazia's breath left little drops of water on her veil.

    از نفس گراتسیا بر نقاب تورش نم مینشست.

  • پرده

    noun

    As the veil closed, they were never to look back at the spirit.

    اگر پرده مشغول بسته شدن باشه اونا نبايد اصلا برگردن و به روح نگاه کنن.

  • حجاب

    noun

    Dusk veiled their feet, and mist rose in the hollows.

    تیره گی، پیش پاهاشان را حجاب گرفت و مه از گودیها بالا آمد.

  • Less frequent translations

    • چادر
    • پیچه
    • تور
    • پوشش
    • روسری
    • پوشاندن
    • روبنده
    • لفافه
    • رخپوشی
    • برقع
    • رخپوش
    • روپوشه
    • سراگوش
    • واشام
    • (راهبه ها) سرپوش
    • (زیست شناسی) رجوع شود به velum 0
    • (عروس) تور روی صورت
    • (محلی) رجوع شود به caul
    • حجاب را رعایت کردن
    • رخپوشی کردن
    • روبنده زدن
    • روی خود را گرفتن
    • شبکه تارعنکبوت
    • مخفف : humeral veil
    • مستور کردن
    • نقاب (ابهامزدایی)
    • نهان کردن
    • پرده زدن
    • پنهان کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Veil" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "Veil" with translations into Persian

  • حجاب دار · در لفافه · روبنده زده · روگرفته · مبهم · مستور · نهان · پنهان · پوشیده
  • تور · حجاب · رخپوشی · شبکه · لفافه · مه خفیف · نقاب · پارچه ی توری · پرده · پوشش
  • اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
  • (کلیسا) شال ابریشم که کشیشان در برخی مراسم بردوش خود می اندازند
Add

Translations of "Veil" into Persian in sentences, translation memory