Translation of "accreted" into Persian
دارای زائده گوشتی is the translation of "accreted" into Persian.
accreted
verb
Simple past tense and past participle of accrete. [..]
-
دارای زائده گوشتی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "accreted" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "accreted" with translations into Persian
-
افزاینده · زیادشونده · نموکننده
-
افزایش · افزایش ارزش · افزایش طبیعی · انباشتگی · برافزایش (اخترفیزیک) · به هم پیوستن · به هم پیوستگی · توسعه ی زمین در اثر رسوب تدریجی (در کنار رود یا دریا) · رشد (به ویژه از راه افزایش یا انباشته شدن) · رشد توام · فزون وخشی · نمو · هم پیوست · چسبیدگی
-
(از طریق انباشتگی) رشد یافته · (گیاه شناسی) به هم پیوسته · افزوده شده · به هم پیوستن · به هم چسبیدن · به هم چسبیده · توامارشد کرده · تکثیر کردن · رشد کردن · فراهم شدن
-
قرص برافزایشی
-
افزایش · افزایش ارزش · افزایش طبیعی · انباشتگی · برافزایش (اخترفیزیک) · به هم پیوستن · به هم پیوستگی · توسعه ی زمین در اثر رسوب تدریجی (در کنار رود یا دریا) · رشد (به ویژه از راه افزایش یا انباشته شدن) · رشد توام · فزون وخشی · نمو · هم پیوست · چسبیدگی
Add example
Add