Translation of "admirer" into Persian
عاشق, ستاینده, بازیگر عمده are the top translations of "admirer" into Persian.
admirer
noun
grammar
One who admires. [..]
-
عاشق
nounYou've got a secret admirer.
پس تو يه عاشق مخفي داري
-
ستاینده
hold his high place under the admiring Heavens.
مرتب والای خویش را در زیر آسمان ستاینده حفظ کند.
-
بازیگر عمده
noun
-
Less frequent translations
- تحسین کننده
- پیش کسوت
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "admirer" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "admirer" with translations into Persian
-
(نیروی دریایی) دریابان · دریابان · دریاسالار
-
(جانورشناسی) پروانه ی وانسا (Vanessa atalanta)
-
تحسین · ستایش · والا مقام نمودن
-
ستایش امیز · پسندامیز
-
(نیروی دریایی) دریادار · دریابان · دریاسالار دوم · سرتیپ دریایی
-
(قدیمی) شگفت زده شدن · (محلی) خواستن · آرزو کردن · احترام قائل شدن · تحسین کردن · تحيسن كردن · تعجب کردن · حظ کردن · درشگفت شدن · ستودن · متعجب ساختن · پسند کردن · پسندیدن
-
دریاسالار · فرمانده
-
دریادار
Add example
Add