Translation of "ador" into Persian
ستایش, پرستش, عشق are the top translations of "ador" into Persian.
ador
-
ستایش
But everybody adored her except perhaps Papa .
اما همه او را ستایش میکردند جز شاید پاپا .
-
پرستش
And he replied to that adored and sainted voice by crushing Thenardier!
و او را با لگدکوب کردن تناردیه با ین صدای مقدس قابل پرستش جواب میگفت.
-
عشق
nounfor by this time her adoration of Father Ralph had turned into an ardent, very girlish crush.
زیرا اکنون ستایشش نسبت به پدر رالف بدل به عشق سوزان و شکنندهی دخترانه شده بود.
-
دوست داشتن بسیار زیاد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "ador" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "ador" with translations into Persian
-
ستودگی · شایستگی ستایش · قابلیت پرستش
-
سخت دوست داشتن (توام با تحسین) · عاشق شدن · عبادت کردن · عشق ورزیدن · نیایش کردن · پرستیدن
-
ستوده · پرستیده شده
-
ستایش کننده · عابد · عاشق · پرستنده
-
ستوده · پرستیده شده
-
(عامیانه) دلپذیر · دلفریب · دلپذیر · زیبا · قابل پرستش · پرستیدنی
-
بطوردلپذیر · بطورستوده · چنانکه شایسته ستایش باشد
-
ستایش · ستایشگری · عبادت · عشق آمیخته با احترام · نیایش · پرستش
Add example
Add