Translation of "adorer" into Persian
پرستنده, عابد, عاشق are the top translations of "adorer" into Persian.
adorer
noun
grammar
Someone who adores [..]
-
پرستنده
Julie had long been expecting a proposal from her melancholy adorer and was ready to accept it;
مدتها بود که ژولی پیشنهاد خواستگاری را از طرف این پرستنده افسرده و مالیخولیایی خود انتظار میکشید و آماده پذیرفتن آن بود.
-
عابد
noun -
عاشق
nounHis modesty touched her. Gran will adore you.
شرم و حیای جورج وی را تحت تاثیر قرار داد: مامانی عاشق تو خواهد شد.
-
ستایش کننده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "adorer" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "adorer" with translations into Persian
-
دوست داشتن بسیار زیاد · ستایش · عشق · پرستش
-
ستودگی · شایستگی ستایش · قابلیت پرستش
-
سخت دوست داشتن (توام با تحسین) · عاشق شدن · عبادت کردن · عشق ورزیدن · نیایش کردن · پرستیدن
-
ستوده · پرستیده شده
-
ستوده · پرستیده شده
-
(عامیانه) دلپذیر · دلفریب · دلپذیر · زیبا · قابل پرستش · پرستیدنی
-
بطوردلپذیر · بطورستوده · چنانکه شایسته ستایش باشد
-
ستایش · ستایشگری · عبادت · عشق آمیخته با احترام · نیایش · پرستش
Add example
Add