Translation of "adventive" into Persian
نابومی, (بیشتر در گیاه شناسی و جانور شناسی) غیر بومی, بومی نشده are the top translations of "adventive" into Persian.
adventive
adjective
noun
grammar
adventitious [..]
-
نابومی
-
(بیشتر در گیاه شناسی و جانور شناسی) غیر بومی
-
بومی نشده
-
تازه وارد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "adventive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "adventive" with translations into Persian
-
(مسیحیت) اولین یکشنبه ی ایام مقدس قبل از تولد حضرت عیسی (که چهار یکشنبه طول می کشد)
-
(با A کوچک) ورود · (مسیحیت) · ایام مقدس پیش از کریسمس (که شامل چهار یکشنبه است) · تولد حضرت عیسی (کریسمس) · رسیدن · ظهور مجدد حضرت عیسی · پیدایش
-
(مسیحیت) اعتقاد به اینکه ظهور مجدد حضرت مسیح و روز قیامت به زودی روی خواهد داد
Add example
Add