Translation of "adventurer" into Persian
ماجراجو, حادثه جو, مکتشف are the top translations of "adventurer" into Persian.
adventurer
noun
grammar
One who adventures; as, the merchant adventurers; one who seeks his fortune in new and hazardous or perilous enterprises. [..]
-
ماجراجو
nounI wondered what the lure was for the adventurer.
فکر کردم که اینبار این ماجراجو به دنبال چه چیزی است.
-
حادثه جو
nounchris had always been driven, had always been an adventurer
كريس هميشه تو حركت بود اون هميشه حادثه جو بود
-
مکتشف
nounand quite an adventurer herself
و خودش هم يک مکتشف بود
-
Less frequent translations
- خطرجو
- سیاح
- جستجوگر
- جسور
- بی باک
- بی پروا
- سرباز مزدور
- سرمایه گذار (در کارهای پرمخاطره)
- ماجرا جو
- کسی که می کوشد ازراه های ناروا به پول و قدرت برسد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "adventurer" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "adventurer" with translations into Persian
-
بازی اکشن-ماجراجویی
-
مسافر کوچولو
-
سرمایه دار مخاطره پذیر – کارآفرینی که به دیگر کارآفرینان از لحاظ مالی کمک می کند و اغلب نقشی فعال در عملکرد شرکتها به عنوان اشغال یک کرسی در هیأت مدیره و غیره ایفا می نمایند
-
ماجراجویی گرافیکی
-
بازی ماجراجویی
-
فیلم ماجرایی
-
فعالیتها در سفر
-
ماجراهای هاکلبری فین
Add example
Add