Translation of "adventurous" into Persian
پرماجرا, ماجراجو, جسور are the top translations of "adventurous" into Persian.
adventurous
adjective
grammar
Inclined to adventure; willing to incur risks; prone to embark in hazardous enterprise; rashly daring; — applied to persons. [..]
-
پرماجرا
adjectiveespecially when he told about his adventures in remote countries.
خصوصاً مواقعی که از سفرهای پرماجرا به سرزمینهای دور صحبت میکرد.
-
ماجراجو
I wondered what the lure was for the adventurer.
فکر کردم که اینبار این ماجراجو به دنبال چه چیزی است.
-
جسور
-
Less frequent translations
- خطرجو
- پرحادثه
- پرخطر
- ماجراجویانه
- پرمخاطره
- با بی پروایی
- بی باک
- بی پروا
- حادثه جو
- ماجرا جو
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "adventurous" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "adventurous" with translations into Persian
-
بی باک · بی پروا · جستجوگر · جسور · حادثه جو · خطرجو · سرباز مزدور · سرمایه گذار (در کارهای پرمخاطره) · سیاح · ماجرا جو · ماجراجو · مکتشف · کسی که می کوشد ازراه های ناروا به پول و قدرت برسد
-
بازی اکشن-ماجراجویی
-
مسافر کوچولو
-
سرمایه دار مخاطره پذیر – کارآفرینی که به دیگر کارآفرینان از لحاظ مالی کمک می کند و اغلب نقشی فعال در عملکرد شرکتها به عنوان اشغال یک کرسی در هیأت مدیره و غیره ایفا می نمایند
-
ماجراجویی گرافیکی
-
بازی ماجراجویی
-
فیلم ماجرایی
-
فعالیتها در سفر
Add example
Add