Translation of "agree" into Persian
موافق بودن, موافقت کردن, سازش کردن are the top translations of "agree" into Persian.
agree
verb
grammar
(intransitive) To harmonize in opinion, statement, or action; to be in unison or concord; to be or become united or consistent; to concur. [..]
-
موافق بودن
harmonize in opinion; be in unison or concord; be united; concur [..]
that they'd agreed on, and he would merge them by hand.
مردم تغییراتی که باهاش موافق بودن را میفرستادند، و او دستی ادغامشان میکرد.
-
موافقت کردن
verbEverybody agreed with his idea.
همه با نظرش موافقت کردند.
-
سازش کردن
-
Less frequent translations
- هم رای بودن
- جورکردن
- (دستور زبان) از نظر صرفی با هم خواندن یا جور بودن
- با هم تطبیق کردن
- با هم وفق دادن
- توافق کردن
- جور کردن
- دست انداختن
- راضی شدن
- رضایت دادن
- ساختن به
- ساز آمدن
- سازوار کردن یا بودن
- سازگار بودن
- طنز گفتن
- قبول کردن
- موافقت كردن
- هم داستان شدن
- وفق دادن
- یکدل بودن یا شدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "agree" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "agree" with translations into Persian
-
قیمت مورد توافق، قیمت مقطوع
-
نداد عالطا هب تقفاوم
-
مقرر · مورد توافق · مورد قبول · موعود
-
پذیرفتن
-
بنا را بر این گذاشتند
-
مقرر · مورد توافق · مورد قبول · موعود
Add example
Add