Translation of "alarm" into Persian
هشدار, اخطار, آژیر are the top translations of "alarm" into Persian.
A summons to arms, as on the approach of an enemy. [..]
-
هشدار
nounNot once we jam their radar and shut down the alarm system.
نه تا زماني که رادار و سيستم هشدار رو از کار بندازيم.
-
اخطار
The fire in Artery's sockets flares with alarm.
آتش درون کاسههای چشم آرتری با حالتی اخطار دهنده شعله ورمی شود.
-
آژیر
nounDon't move, because I got the best alarm system in this town!
حرکت نکنین چون بهترین آژیر شهر دست منه
-
Less frequent translations
- ترس
- هراس
- وحشت
- دلهره
- بیم
- هول
- خارخار، تلواسه، خلجان، تشویش، اضطراب
- ترساندن
- بهت
- آشوب
- حیرت
- دلواپسی
- آژیردن
- آگاهانیدن
- ترسانیدن
- هراساندن
- زنهار
- (قدیمی) شیپور آماده باش
- آگاه سازی از خطر
- آگاهی (از خطر)
- اعلام خطر
- به هراس انداختن
- بهت وحیرت
- دلواپس کردن
- زنگ خطر
- ساعت زنگدار
- ساعت شماطه ای
- ساعت شماطه دار
- شیپور آشوب
- علامت خطر
- متوحش ساختن
- مضطرب کردن (از خطر)
- هول دادن
- وحشت زده شدن
- وحشت زده کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "alarm" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Alarm" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Alarm in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "alarm" with translations into Persian
-
اضطراب آور · ترساننده · دلواپس کننده · مایه ی هراس · نگران کننده · هراس انگیز · وحشتناک
-
اشوب طلبی
-
ساعت زنگ دار · ساعت زنگدار · ساعت شماطه اى · ساعت شماطه ای · ساعت شماطه دار
-
دزدگیر
-
آگاه شده · مضطرب · هراسان · هشیار شده
-
سیستم اعلام حریق
-
آژیر
-
آژیر آتش سوزی (در خانه و آپارتمان و غیره) · دود یاب · زنگ خطر آتش سوزی