Translation of "alarmed" into Persian

آگاه شده, مضطرب, هراسان are the top translations of "alarmed" into Persian.

alarmed adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of alarm. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • آگاه شده

  • مضطرب

    Frodo sat up in alarm and saw that it was a grey hooded Elf.

    فرودو مضطرب برخاست و نشست ظاهرا الفی بود که با شلق خاکستری به سر داشت.

  • هراسان

    Olivier was alarmed though touched by it, and did not even try to argue with her.

    اولیویه هراسان و متأثر گشته سعی نداشت وارد بحث شود.

  • هشیار شده

    said Fred, looking slightly alarmed.

    فرد که تا حدودی هشیار شده بود گفت:

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "alarmed" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "alarmed" with translations into Persian

  • (قدیمی) شیپور آماده باش · آشوب · آژیر · آژیردن · آگاه سازی از خطر · آگاهانیدن · آگاهی (از خطر) · اخطار · اعلام خطر · به هراس انداختن · بهت · بهت وحیرت · بیم · ترس · ترساندن · ترسانیدن · حیرت · خارخار، تلواسه، خلجان، تشویش، اضطراب · دلهره · دلواپس کردن · دلواپسی · زنهار · زنگ خطر · ساعت زنگدار · ساعت شماطه ای · ساعت شماطه دار · شیپور آشوب · علامت خطر · متوحش ساختن · مضطرب کردن (از خطر) · هراس · هراساندن · هشدار · هول · هول دادن · وحشت · وحشت زده شدن · وحشت زده کردن
  • اضطراب آور · ترساننده · دلواپس کننده · مایه ی هراس · نگران کننده · هراس انگیز · وحشتناک
  • اشوب طلبی
  • ساعت زنگ دار · ساعت زنگدار · ساعت شماطه اى · ساعت شماطه ای · ساعت شماطه دار
  • دزدگیر
  • سیستم اعلام حریق
  • آژیر
  • آژیر آتش سوزی (در خانه و آپارتمان و غیره) · دود یاب · زنگ خطر آتش سوزی
Add

Translations of "alarmed" into Persian in sentences, translation memory