Translation of "amenable" into Persian
پذیر, رام, رهنمودپذیر are the top translations of "amenable" into Persian.
amenable
adjective
grammar
Willing to respond to persuasion or suggestions. [..]
-
پذیر
verb -
رام
Graff was not so amenable to Vision and Ideals as usual.
گراف طبق معمول با حرفهایی مثل بینش و آرمان رام نمیشد.
-
رهنمودپذیر
-
Less frequent translations
- پاسخگو
- جوابگو
- پذیرا
- موظف
- مسئول
- آزمون پذیر
- اتهام پذیر
- تحت نفوذ
- قابل بررسی
- قابل توافق
- هدایت شدنی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "amenable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "amenable" with translations into Persian
-
احساس مسئولیت · مسئولیت · پیروی
-
(قدیمی) به درستی که · (معمولا در پایان نیایش) آمین · آمين · آمین · انشاالله · رجوع شود به Amon · چنین است · چنین باد
-
(سابقا در برخی کلیساهای پروتستان دهات امریکا) گوشه ی نزدیک به منبر
-
(جمع) تسهیلات · (جمع) تواضع و ادب · (چیز) خوشایند · حسن رفتار · خوش رفتاری · خوشایندی · سلوک · مطبوعیت · وسیله ی رفاه · وسیله ی پذیرایی
-
كمربندهاي سبز · نهالکاری زینتی · کاشت زینتی
-
رجوع شود به Amon
-
احساس مسئولیت · تبعیت · جوابگویی
Add example
Add