Translation of "anticipate" into Persian

پیش بینی کردن, پیشگرایی, پیش نگری are the top translations of "anticipate" into Persian.

anticipate verb grammar

(transitive) To act before (someone), especially to prevent an action. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پیش بینی کردن

    verb

    This was going to be much more difficult than Peter had anticipated.

    وضعیت بسی دشوارتر از آنی بود که پیتر پیش بینی کرده بود.

  • پیشگرایی

  • پیش نگری

  • Less frequent translations

    • چشمداشت
    • (قبل از موعد) مورد استفاده قرار دادن
    • (قبل از موعد) پرداختن
    • (موعد چیزی را) پیش انداختن
    • (پیش از وقت درباره ی چیزی) حرف زدن یا اقدام کردن
    • از پیش دانستن
    • انتظار داشتن
    • بیمار بودن
    • تسریع کردن
    • تقدم داشتن بر
    • جلو بودن
    • درجستجو بودن
    • قول دادن
    • نگران بودن
    • پيش بيني كردن
    • پیش خور کردن
    • پیش نگرش
    • پیش گویی کردن
    • پیشدستی کردن
    • پیشگیری کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "anticipate" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "anticipate"

Phrases similar to "anticipate" with translations into Persian

  • درانتظار · منتظر · پیش بینی کننده · چشم براه
  • پیش بینی
  • نتایج پیش بینی شده
  • (حقوق - اقتصاد) پرداخت یا برداشت پیش از موعد · (موسیقی)نواختن نت قبل از ((آکورد)) آن · آینده نگری · احتمال · امید · انتظار · بارداری · توقع · غیب بینی · مبادرت · وقوع پیش از زمان مقرر · پیش بینی · پیش دانی · پیش نگری · پیشبروزی · پیشدستی · پیشگیری · چشم به راهی
  • درانتظار · منتظر · پرانتظار · پیش بینانه · پیش نگرانه · پیشدستانه · پیشگرا · چشم براه
  • چشم براه، چشم در راه
  • درآمد تخمینی
  • منتظرر · پیش بینی کننده
Add

Translations of "anticipate" into Persian in sentences, translation memory