Translation of "antique" into Persian

آنتیک, عتیقه, باستانی are the top translations of "antique" into Persian.

antique adjective verb noun grammar

Old, used especially of furniture and household items; out of date. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • آنتیک

    old piece

    all these things — and these are not, again, antiques. These are —

    تمامی این چیزها — همه اونها تکرار می کنم آنتیک نیستند. — وجود دارند.

  • عتیقه

    old collectable item

    I prefer antiquated models.

    من مدلهای عتیقه را ترجیح میدهم.

  • باستانی

    adjective

    It is seldom, indeed, an English face comes so near the antique models as did his.

    در واقع، چهره یک انگلیسی خیلی به ندرت این قدر مثل او منطبق بر تیپهای باستانی است.

  • Less frequent translations

    • کهن
    • دیروزین
    • سالخورده
    • (مبل و ظروف نقره و غیره) از صد سال کهنه تر
    • اثر قدیمی
    • از مد افتاده
    • به سبک عتیقه های دوران باستان
    • بی رواج
    • دنبال عتیقه گشتن
    • سبک کلاسیک
    • عتیقه نما کردن
    • قدیمی مآب
    • وابسته به عتیقه و عتیقه شناسی
    • کهنه مسلک
    • کهنه نما کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "antique" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Antique
+ Add

"Antique" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Antique in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "antique"

Phrases similar to "antique" with translations into Persian

  • آثار باستانی
  • عصر باستان
  • از مد انداختن · عتیقه نما کردن · قدیمی مآب کردن · مهجور کردن · کهنه نما کردن · کهنه و قدیمی کردن
  • (در جمع - رفتار و رسوم) باستانی · (درجمع) آثار عهد عتیق (بناها و آثار هنری و غیره) · باستانیان · تاریخ باستان (به ویژه پیش از قرون وسطی) · روزگار باستان · عتیقه بودن · عهد عتیق · قدمت · قدیمی ها · مردمان عهد عتیق · پیشینیان · کهنسالی · کهنگی
  • از مد افتاده · امل · سالخورده · قدیمی مآب · مال عهد دقیانوس · مهجور · چیزی که دیگر به درد نمی خورد · کهن · کهنه
  • (در تزیینات داخلی) مرمر سبز (و رگه دار) · رجوع شود به verdigris · سنگ سبز
  • (در جمع - رفتار و رسوم) باستانی · (درجمع) آثار عهد عتیق (بناها و آثار هنری و غیره) · باستانیان · تاریخ باستان (به ویژه پیش از قرون وسطی) · روزگار باستان · عتیقه بودن · عهد عتیق · قدمت · قدیمی ها · مردمان عهد عتیق · پیشینیان · کهنسالی · کهنگی
Add

Translations of "antique" into Persian in sentences, translation memory